تبلیغات
فرشته ی عاشق - قرار تلخ

فرشته ی عاشق

بارون همیشه میبارد اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند .... نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن...

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ فرشته ی عاشق خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

شاخه‌گلی که دستم بود سَرْ خَم کرده داشت می‌پژمرد.

 

طاقتم طاق شد،از جام بلند شدم ناراحتیم را خالی کردم سر کلاغ‌ها،

 

گل را هم انداختم زمین، پامالش کردم، گَند زدم بهش،

 

گل‌برگ‌هاش کَنده، پخش، لهیده شد.

 

 بعد، یقه‌ی پالتوم را دادم بالا، دست‌هایم را کردم تو جیب‌هایش، راهم را کشیدم رفتم.

 

نرسیده به درپارک،

 

صداش از پشت سر آمد

 

صدای تند قدم‌هاش و صِدای نفس نفس‌هاش هم

 

برنگشتم به‌ طرفش، حتی برای دعوا، مُرافعه، قهر

 

از در خارج شدم، خیابان را به دو گذشتم

 

هنوز داشت پُشتم می‌آمد

 

صدا پاشنه‌ی چکمه‌هاش را می‌شنیدم،می‌دوید صدام می‌کرد

 

آن‌طرف خیابان، ایستادم جلو ماشین،هنوز پشت‌م بهش بود.

 

کلید انداختَم در را باز کنم، بنشینم، بروم، برای همیشه.

 

باز کرده نکرده، صدای بووق ، ترمزی شدید و فریاد ، ناله‌ای کوتاه

 

ریخت تو گوش‌هام ، تو جانم.

 

تندی برگشتم،دیدمش، پخش خیابان شده بود.

 

به‌رو افتاده بود جلو ماشینی که بهش زده بود و راننده‌اش هم داشت توسر خودش

می‌زد.

 

سرش خورده بود رو آسفالت، پُکیده بود و خون، راه کشیده

 

بود می‌رفت سمت جویِ کنار خیابان.

 

ترس‌خورده ، هول دویدم طرفش

 

بالا سرش ایستادم

 

مبهوت

 

گیج

 

مَنگ

 

هاج و واج نگاش کردم

 

تو دست چپش بسته‌ی کوچکی بود،کادو پیچ،محکم چسبیده بودش

 

نگام رفت ماند روی آستین مانتوش که بالا شده، ساعتَش پیدا بود.

 

چهار و پنج دقیقه. نگام برگشت ساعت خودم را دید.

 

چهار و چهل و پنج دقیقه!

 

گیجْ ، درب و داغانْ نگا ساعت راننده‌ی بخت برگشته کردم.

 

چهار و پنج دقیقه بود!!


 

عکس های جدید عاشقانه



[ جمعه 1391/05/13 ] [ 14:26 ] [ Baroon ]

[ تعداد فرشته ها:() ]


نمایش نظرات 1 تا 30
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه